
A metaphor of Jesus
نان
در میان جمعیتی که به تازگی با نان سیر شده بودند، عیسی معمولیترین چیز روی هر میزی را برمیدارد و آن را به عنوان ادعایی درباره خود معرفی میکند. نان در جلیل لوکس نبود، بلکه نیاز روزانهای بود که بین یک خانواده و گرسنگی قرار داشت، غذایی که نمیتوانستی از آن بگذری و زنده بمانی.
“And Jesus said unto them, I am the bread of life: he that cometh to me shall never hunger; and he that believeth on me shall never thirst.”John 6:35
The real thing behind it
در یک روستای جلیلی، نان به معنای کار قبل از آن بود که به معنای یک وعده غذایی باشد. دانهها برداشت میشد، بر روی زمین کوبیده میشد و در باد برای جدا کردن کاه وزیده میشد. زنان هر روز صبح آن را با آسیاب دستی میکوبیدند، دو سنگ که میچرخیدند تا دانهها به آرد تبدیل شوند. آن آرد با آب و کمی خمیر از خمیر دیروز مخلوط میشد، ورز داده میشد، و سپس برای پختن بر روی دیوار داغ یک فر سفالی یا بر روی یک سنگ داغ گذاشته میشد. نان به سرعت بیات میشد، بنابراین هر روز تازه تهیه میشد، به همین دلیل نان روزانه یک دعا واقعی بود و نه یک شعر. نان ارزان، جهانی و ضروری بود. نبود نان بر روی میز به معنای گرسنگی تا شب بود.
What Jesus means by it
عیسی این نیاز روزانه را برمیدارد و میگوید عمیقترین گرسنگی در یک فرد نه برای دانه بلکه برای خداست. جمعیت روز قبل نان خورده بودند و به دنبال بیشتر بودند و او به آنها میگوید که در حال تعقیب نان اشتباهی هستند. گرسنگی وجود دارد که غذا نمیتواند به آن برسد، نیازی به خود خدا، و او پیشنهاد میدهد که آن باشد. آمدن به سوی او و ایمان آوردن به او به معنای خوردن این نان است. نکته این نیست که یک وعده غذایی معجزهآسا باشد بلکه یک تغذیه مداوم، زندگیای که قدرتش را از او میگیرد به طریقی که یک بدن قدرتش را از نان میگیرد. او میخواهد sustenance شما باشد، نه سرگرمی شما، و آنچه را که هیچ تأمین دیگری نمیتواند لمس کند، ارضا کند.
How it reveals Christ
منّای در بیابان اسرائیل را یک روز در یک زمان زنده نگه میداشت، اما هر کسی که آن را میخورد میمرد. عیسی خود را در برابر آن یادآوری قرار میدهد و میگوید او نانی است که مرگ را پایان میدهد. او در بیتلحم به دنیا آمد، که نامش به معنای خانه نان است، و او درباره بدن خود که برای زندگی جهان داده میشود صحبت میکند. همانطور که نان برای تقسیم شدن شکسته میشود، او بر روی صلیب شکسته میشود تا بسیاری زندگی کنند. دریافت او به معنای تحسین او از دور نیست بلکه به معنای درآوردن اوست، اجازه دادن به زندگیاش که زندگی شما شود. او یکی از تأمینها نیست. او غذایی است که روح برای خوردن آن ساخته شده است.
Questions people ask
عیسی با گفتن من نان حیات هستم چه منظوری داشت؟
او منظورش این بود که عمیقترین گرسنگی انسانی نه برای غذا بلکه برای خداست و او خود آن را ارضا میکند. همانطور که نان بدن را روز به روز سیر میکند، مسیح روح را سیر میکند. آمدن به سوی او و ایمان آوردن به او نحوهای است که یک فرد این نان را میخورد و به طور مداوم از او زندگی و قدرت میگیرد و نه از چیزهایی که هرگز واقعاً پر نمیکنند.
چرا عیسی خود را با نان مقایسه کرد؟
نان غذایی بود که هیچ خانوادگی نمیتوانست بدون آن زندگی کند، هر روز تازه تهیه میشد و بین یک خانواده و گرسنگی قرار داشت. با برداشتن ضروریترین چیز روی میز، عیسی گفت نیازی که او برآورده میکند به همان اندازه اساسی و دائمی است. او لوکس برای مذهبیها نیست بلکه تأمین روزانهای است که هر فرد واقعاً برای زندگی نیاز دارد.